شوونیست ها از همان ابتدا بنا را بر تخریب هویت ملی و تغییر اندیشه ملی ما قرار دادند. تغییراتی که فرد حتی بعدها نه تنها مقاومتی نمیکند. بلکه با پذیرش به دفاع از تغییر هویت و اندیشه ملی میپردازد. اگر بخواهیم مثال بزنیم سرقت نام جرجان و انتقال آن به استرآباد و تغییر نام آی درویش به کلاله و قارقی و امچلی به سیمین شهر و کومش دپه به گمیشان(گاو و میشان) و .....است. حتی در خراسان شمالی نام رودها و کوهها را تغییر دادند. با آگاهی گروهی از جوانان پرشور دوباره نام کومش دپه بر سر وبلاگها به عنوان نماد خودآگاهی و بیداری نقش بسته بود. که دوباره دستهایی به کار شدند. و با نام گمیشان(گاو و میشان) سعی در انحراف افکار نمودند. همان اصلی که مربوط به آسیمیلاسیون است. یعنی فرد آسیمیله شده از آسیمیلاسیون دفاع میکند. که نمونه آن را امروز در بین ترکمنهای خودمان شاهد هستیم. اما از نظر ما هنوز هم کومش دپه کومش دپه است و شهروند آن کومش دپه چی است. نه گاو و میش !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 15:17  توسط ترکمن
|
عالم بلوچ نصیر احمد که به مناسبت ماه مبارک رمضان به قصبه قولونجو از توابع آذربایجان غربی سفر کرده بود. بعد از شرکت در نماز جمعه توسط نیروهای اطلاعات دستگیر و به مکان نا معلومی منتقل میشود. که تا کنون هیچ خبری از او در دست نیست. و این در شرایطی است که آذربایجانیهای شیعه مذهب در هر نقطه ایران با آزادی کامل و حمایت همه جانبه حکومت چه در زمان سلطنت پهلوی و چه در حال حاضر به ساختن مساجد و حسینیه میپردازند و مراسم مذهبی خود را با آزادی کامل به جا میاوردند. و با شعار" ایران بیزیم دی" همان شعار معروف آقاملی مراسم را به پایان میرسانند. ما با توجه به آنکه خود در زیر فشار فاشیزم مذهبی شیعه هستیم. اما با محکوم کردن این عمل فاشیستی و غیر انسانی نهایت همدردی ملت ستمدیده ترکمن را با مردم اهل سنت آذربایجان اعلام میکنیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 13:25  توسط ترکمن
|
فروش جت های جنگنده بریتانیایی به عربستان
عربستان سعودی میگوید با خرید ۷۲ فروند جت جنگده " تایفون یورو فایتر " از بریتانیا موافقت کرده است. خرید این جت ها بخشی از یک معامله ۴۰ میلیارد دلاری با شرکت بریتانیایی BAE است.
یوروم(تعبیر): و این ضرر حکومت مذهبی از نوع شیعه که مزاحم همسایگان است. ج.ا با تجهیز بی رویه خود و راه انداختن مسابقه تسلیحاتی بزرگترین خدمت را به چه کسانی کرده ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 17:17  توسط ترکمن
|
در عصر اینترنت و خبر رسانی گروهی جوان خود جوش و تشنه حقیقت در پای کامپیوتر برای احیاء هویت از دست رفته خود با نوشتن نام کمش دپه و انتخاب این نام بعنوان وبلاگ همچون کمش دپه اولکام و کمش دپه چی رسالتی بس بزرگ را بر عهده میگیرند. قدرت خلاقیت و هوش و ذکاوت این جوانان ستودنی است. با کمترین امکانات بیشترین کار را انجام دادن و اخبار صحیح را به مردم رساندن و مسئولین را به چالش طلبیدن همانند جو دمکراتیک حاکم در غرب و ....بگذریم از اینکه این نوع نگرش و تفکر هنوز در ترکمنصحرا جا نیفتاده و بسیاری از افراد حتی تحصیلکرده های ما مورد انتقاد واقع شدن را به حساب تلاش طرف مقابل برای خراب کردن وجه خود میدانند! در ادامه فعالیت این جوانان به ناگهان اعلام میشود سایت اطلاع رسانی ویژه گمیشان راه اندازی شد! در ابتدا این خبر امیدوار کننده است. اما به مرور نتایج به گونه ای دیگر است. اول از همه دیگر از نام کمش دپه خبری نیست. و این یعنی محو هویت یک شهر! و دیگر همانند گذشته نه نقد است و نه هویت طلبی و نه حقیقت جویی بلکه اخبار مورد تایید که بیشتر همان خبرهای درج شده در سایت دانشجویان ترکمن میباشد. دوستان میبینم که به چه راحتی حرکت خود جوش وبلاگ نویسان کمش دپه تبدیل به گمیشان شد!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 13:59  توسط ترکمن
|
تلاش شوونیسم فارس ادامه دارد. چه در داخل در سایه ج.ا و چه در خارج در سایه دمکراسی غربی! شوونیسم فارس از هر راه و روشی برای توجیه خود استفاده میکند! از تمامی ابزارها بهره میگیرد. از جمله تلاشها و ترفندهای شوونیسم فارس میتوان به سایت برای یک ایران اشاره کرد. گاه دوستان آگاهانه و یا نا آگاهانه به دام شوونیسم می افتاند! قبل از هر چیز اگر مسئولین و همکاران این سایت به دمکراسی و به حق تعیین سرنوشت به عنوان جزئی از دمکراسی باور دارند. چرا قبل از دمکراسی و رفراندوم آزاد سایتی با نام برای یک ایران راه انداخته اند ؟ پس زمینه فکری را نه برای حق تعیین سزنوشت و دمکراسی بلکه برای یک ایران آماده میکنند.
از طرفی نویسنده های این سایت با ظرافت خاصی در جهت شوونیسم فارس حرکت میکنند. که در مقاله آقای عرفان قانعی فرد با نام مردم جامعه ایران و تکلم به ۶ زبان مشخص میگردد. او در تعریف زبانها زبان ترکی را زبانی میداند که در زمان پادشاهان ترک رواج یافته و زبان فارسی را با قدمت تقریبی به ۱۰ قرن قبل از میلاد ! از طرفی فردی بنام داریوش آشوری در مطلبی بنام فارسی و دری و تاجیکی به تجدید و بازسازی این زبان اشاره میکند. یعنی گسترش زبان فارسی به عنوان ابزاری برای سلطه و این سلطه از هم اکنون از طریق این سایت تحت عنوان برای یک ایران تبلیغ میگردد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 16:44  توسط ترکمن
|
نشان ماه و ستاره در باور ملت ما ریشه در قرون و اعصار دارد. ریشه در تاریخ کهن ملت ما دارد. از ستارگان آسمان تا نام فرزندان ملت ماست. لابد نام آیجان و آیلر و آیهان و آیدمیر و .... را شنیده اید. این نامها مبنای اعتقادی دارند. اعتقاد یک ملت به روشنایی در ظلمت است. تا اینکه این اعتقاد کهن با پذیرش اسلام قوت میابد. زیرا اسلام هم به ستارگان احترام فراوانی قائل گشته. از تطبیق باورهای اسلامی با باورهای کهن ماه و ستاره به عنوان سمبل بر پرچم ملی نقش میبندد. ماه و ستاره سمبل نور در مقابل تاریکی است. و این پرچم چه حماسه ها و چه غرورها و چه فتوحاتی که شاهد نبود. دوستان اگر به یاد داشته باشید. مجاهدین بعدآ شیر و خورشید را به دلیل تاریخی به پرچم اضافه کردند. در حالی که شیر و خورشید در زمان مظفرالدین شاه به پرچم اضافه گشته و آنچنان ریشه تاریخی ندارد. ما که با نشان ماه و ستاره دارای ریشه تاریخی هستیم. چرا این تاریخ و ریشه را از دست بدهیم؟
سر افراز و سربلند ملت قهرمان ترکمن در اهتزاز آی یلدئز بایرقئم
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 16:0  توسط ترکمن
|
در شرایطی که با موج هویت طلبی مواجه ایم. در شرایطی که نویسندگان و وبلاگ نویسان ما را تعقیب و به محاکمه میکشند. در شرایطی که بحثهایی برای راه اندازی سایت خبری ویژه ترکمنصحرا به چندین زبان در جریان است. تا صدای داخل را به خارج منعکس کند. چه کسانی میخواهند به ارتباط داخل و خارج لطمه بزنند؟ در این راستا میتوان به مطلبی اشاره کرد. که به سایت ترکمن ایلیم به ظاهر از داخل ارسال گردیده. ایشان از همان ابتدا میگوید که نه نویسنده است و نه طنز نویس و به پراکندگی مطالب خود صحه میگذارد. همانطوری که نویسنده یادآور شده واقعآ این مطلب پراکنده است. اما آن چیزی که ایشان در لابلای پراکندگی عنوان کرده این است:" اما تورکمن صحرا امروز زمین بازی شما نیست بلکه زمین بازی شما محلی است که شما در آنجا زندگی میکنید". احتمالآ ایشان با زبان بی زبانی خواسته نیروهای سیاسی و فعالین ترکمن را از دخالت در امور ترکمنصحرا بر حذر کند. و اما پاسخ: هیچ کس صلاحیت ندارد فرزندان در تبعید ترکمن را از داشتن سرزمین آبا اجدادی بعنوان جزئی از جوهره وجود محروم کند.
و یا در جای دیگر میگوید: "یا قطعآ بگویم احتیاج به بحث ملی هم نداریم. چونکه میدانیم حقوق ما چیست. به این هم واقفیم این گروه و آن گروه از سر بیکاری بحث ملی راه میاندازد. و هیچکس هم نفهمیده منظور آقایان از این بحثها چیست" و اما جواب : شما میتوانید این گروه و آن گروه را بیکار بدانید. البته به زعم خودتان اما به یقین نمیدانید حقوق شما چیست. زیرا وقتی فراکسیون کرد و نمایندگان عرب در مجلس پیرامون اصل پانزده قانون اساسی بحث میکردند. نمایندگان ترکمن شما در زمین بازی شما ! دفاع که چه عرض کنم! سکوت خفت بار را ترجیح دادند!
در پایان ایشان بعد از پراکنده گویی برای بی ارزش جلوه دادن نیروهای سیاسی و فعالین و بی انگیزه نشان دادن سازمانهای سیاسی ترکمن و تلاش برای تضعیف روحیه به سه مورد بعنوان پیشنهاد اشاره میکند. ۱- کار در رابطه با حقوق بشر ۲- کار رسانه ای ۳- پیگیری کار فرهنگی
کار در هر سه مورد اگر زیاد صورت نگرفته کم هم نبوده و ایشان یک راه حل جدید ارائه نداده پیشنهادهای ایشان تکرار مکررات است. آنچه که باید بدان توجه کرد. به دیگر گفته های ایشان در لابلای پراکندگی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:50  توسط ترکمن
|
مطلب امروز من ادامه مطلب دیروز با عنوان "ملی گرایی خواسته ملی است" و همچنین دید ملی نسبت به "منافع ملی چیست ؟" نوشته ر.الف.جانلی میباشد.
از نظر ما منافع ملی تامین خواسته های ملی در جهت رفاه عمومی ملت ترکمن است. که در این راستا به مقایسه سه دیگاه در چهارچوب منافع ملی در رابطه با تقسیم اراضی بعد از انقلاب ۵۷ در ترکمنصحرا میپردازیم.
از دید ملت ترکمن: تقسیم اراضی باید بین ملت ترکمن صورت میگرفت. به عنوان وارثان اصلی که زمینهایشان در زمان سلطنت پهلوی غصب گردیده بود. از نظر ملت ترکمن زابلی ها نیروهایی بودند که در چهارچوب اجرای طرح آسیمیلاسیون به عنوان نیروی کار به منطقه آمده بودند.
از دید ج.ا و سازمان چریکهای فدائیان: تقسیم اراضی باید بین مردم محروم از جمله زابلی ها به عنوان قشر زحمتکش و کارگر صورت میگرفت. البته ج.ا به دلیل سرپوش گذاشتن بر آسیمیلاسیون و شیعی گری تحت عنوان قشر زحمتکش جانب زابلی های مهاجر را میگرفت. و سازمان چریکهای فدایی به دلیل ایدئولوژیک و بدون در نظر گرفتن مسائل ترکمنصحرا و منطقه
در اینجا میبینیم که ج.ا و سازمان چریکهای فدائیان در واگذاری زمین به زابلی ها دیدگاه مشترک داشتند. پس تبعیت از سازمان چریکهای فدایی که یکی از تشکیلات سراسری میباشد. نه فقط در جهت منافع ملی نبوده بلکه در جهت ضرر ملی بوده است. حال میتوان پی برد چرا آتلان ملی گرایی ترکمن را به کجراه بردن میداند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 13:27  توسط ترکمن
|
مطلبی خواندم از آتلان با عنوان نزدیکی های فکری پایه همکاری هاست . که لازم دیدم به بررسی کوتاهی در این زمینه بپردازم. در کل نویسنده راه حل ارائه نداده و با بازی کلمات در پایان سعی در درهم کوبیدن حرکت هویت طلبانه و رشد ملی گرایی در بین ملت ترکمن را داشته است. ایشان بدون در نظر گرفتن واقعییات حرکت هویت طلبانه و رشد ملی گرایی در بین ملت ترکمن را ناشی از فرصت طلبی عناصر و دستها میداند. اما واقعیت به گونه ای دیگر است. بعد از تجربه تلخ سال ۵۸ و جنگ گنبد و نا امیدی ملت ترکمن از تشکیلات سراسری و اصرار دولت مرکزی بر اجرای طرح آسیمیسلاسیون تا مرحله نابودی کامل ملت ترکمن و همچنین اطمینان کامل ملت از بی تفاوتی جمهوری ترکمنستان در قبال هرگونه تحول منطقه ای ملت ترکمن را واداشت تا خود در پی چاره خود باشد.
و عجیب ایشان بر خلاف عنوان مقاله ملی گرایی ترکمن را نه تنها یکی از فکرها نداسته بلکه آن را تهدید دانسته و باعث کجراهه میداند. و با اصرار در بکارگیری مردم ترکمن و جامعه ترکمن به جای ملت ترکمن یادآور موضع تشکیلات سراسری در قبال ملیت های ایران میشود! هراس ایشان از ملی گرایی ملت ترکمن است. همچون هراس تشکیلات سراسری رو به زوال
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 16:42  توسط ترکمن
|
وطن مال وطن پرستان است.
پس بکوش تا فرزند وطن باشی.
در یکی از وبلاگهای سیاسی با تعجب نام تعدادی از جوانان ترکمن را دیدم. که با عضویت در سازمانی که نه از نظر عقیدتی با ما مطابقت دارد و نه خواسته های ملت ما را به رسمیت میشناسد. جان خود را فدای ایدئولوژی علی کردند ! من هیچ ایرادی از آن سازمان فریبکار(مارکسیست حسینی) نمیگیرم. من هیچ ایرادی از جوانان جان باخته فدای هیچ نمیگیرم. ایراد من به پدر و مادرهایی است. که نتوانستند عشق به وطن (ترکمن جمهوریتی) را به اولاد خود یاد دهند. ایراد من به نیروهایی است. که نتوانستند در معرفی وطن و وطن پرستی کوشا باشند. گویا خانه ما از پای بست خراب بود. اگر سرهنگ خطیب ها و ندیم ها و دکتر انصاری ها و مختوم ها و..... به جای عضویت در حزب توده یک سازمان ملی با رعایت خواسته های ملی ترکمن و در نظر گرفتن منافع ملی ملت ترکمن تاسیس میکردند. در سال پنجاه و هفت نیروهای ما دچار سر درگمی نمیشدند. و به دنبال این سازمان و یا آن سازمان شوونیستی نمی افتادند. البته ماهیت این سازمانهای شوونیستی امروز بر همگان معلوم است. همین سازمانی که جوانان ترکمن مفت مفت جان خود را فدای آن کردند. چرا یک کلمه در مورد نظام فدرالی اظهار نظر نمیکند ؟ و همه چیز را به آینده سرنگونی واگذار میکند ؟ چرا همانند سلطنت طلبها از اصطلاح اقوام به جای ملت های ایران استفاده میکند ؟ و ....
اگر امروز ما یک حزب ملی تاسیس نکنیم. در آینده نیروها همچون سال پنجاه و هفت دچار سر در گمی میشوند. و همانند ما آنها نیز از ما ایراد میگیرند. از وضعیت آشفته ما سازمانهای فرصت طلب از نیروهای ما به نفع خودشان استفاده میکنند. پس برای آینده خودمان هم شده به جای اتلاف وقت در جهت انسجام بیشتر و اقدام عملی باشیم.
سر افراز و سر بلند ملت قهرمان ترکمن
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 15:19  توسط ترکمن
|
اسم من هویت من
اسم من میزان باور خانواده من به هویت ملی و اصل و نسب خود
اسم من موجودیت من و تاریخ من
اسم من نبرد من برای بقاء ملی
اسم من ...........
دوستان کم نشنیدیم اسمهایی همچون فرهاد و فرزاد و شهرام و شهروز و .....و حتمآ با شنیدن همچنین اسامی لابد یک فارس را در ذهن خود تصور میکنید. ولی اینها همه فارس نیستند. ترکمنهایی هستند که برای فارس شدن تلاش میکنند. بعضی ها هم با پذیرش این اسامی به راحتی میگویند: اسمی که والدین ما برای ما گذاشته اند ! سوال اینجاست حال که به مرحله شعور و آگاهی رسیدید چرا یک نام مستعار ترکمنی را برای خودتان انتخاب نمیکنید ؟ گوئیم که انتخاب اسم کار خودتان نبوده حال که قدرت انتخاب را دارید. پس در میابیم که فرد نه اینکه از اسم فارسی ناراضی نیست بلکه پذیرفته است ! و این پذیرش اولین گام در جهت خود باختگی فرهنگی است. البته مقصود من آنهایی نیستند که به صراحت میگویند: هویت فرهنگی ترکمن برای آنها مهم نیست. و تعداد چنین خانواده هایی کم نیست و بر تعداد آنها مثل قارچ افزوده میشود! منظور من آنهایی هستند که بعنوان فعال فرهنگی عمل میکنند. اولین گام در جهت احیاء فرهنگی و هویت ملی انجام اصلاحات از خود است. چطور یک فرد با پذیرش خود باختگی میتواند در جهت احیاء فرهنگی عمل کند؟
برای ما واجب است. حتی اگر اسم ما فارسی باشد. اول یک اسم ترکمنی و یا اسلامی برای خود انتخاب کنیم. اسامی وبلاگها و وبسایت ها بیانگر هویت ترکمنی ما باشد. حتی برای دادن نظرات از اسامی ملی و ترکمنی استفاده کنیم. در نوشتن اسامی شهرها از اسامی اصلی آن که ترکمنی میباشد استفاده کنیم. به عنوان مثال: هیچوقت از سیمین شهر به جای قارقی و امچلی استفاده نکنیم. برای شمارش اعداد و بیان شماره تلفن از اعداد ترکمنی استفاده کنیم. روزهای هفته را به ترکمنی بگوئیم و ....
در پایان ممنون میشویم اگر دوستان راهکارهای دیگری را برای مبارزه بر علیه خودباختگی فرهنگی ارائه دهند. سربلند و پیروز باد ملت قهرمان ترکمن
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:38  توسط ترکمن
|
از طریق سایت ترکمنصحرا اورگ باخبر شدیم. که وبلاگ ترکمن و نویسنده آن فریدون دیگر قصد نوشتن ندارد. او اعلام کرده : از کلیه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ....مرتبط با ترکمن و ترکمنصحرا کناره گیری میکند ! و از این به بعد هم هیچ مطلبی در وبلاگ و یا روزنامه ها و ....در مورد ترکمن و ترکمنصحرا نخواهد نوشت! فعلآ درگیر کلانتری و دادگاه و دادسرا است. او توضیحات زیادی نداده اما به یک نکته بسیار کوتاه اشاره کرده که : ....ولی از طرف خودمان به این وضع افتادم.....
ما قبل از هرچیز فشار بر نویسندگان و وبلاگ نویسان ترکمن را محکوم میکنیم. و روش ج.ا برای مهار حرکت فکری و فرهنگی ملت را بی نتیجه و بی ثمر میدانیم. اگر یک وبلاگ را با تهدید و ارعاب مجبور به ننوشتن بکنید. به یقین هزاران هزار وبلاگ باز میشود. و اما متن نوشته بیشتر شبیه توبه نامه است که به دست کسی بدهند ! این ادامه حرکتی است که وبلاگ نویسان ترکمن را از صحنه خارج میکنند. قبلآ هم خیلی ها خود را آرام کنار کشیدند. از ترور دوجی تا کناره گیری وبلاگ نویسان تحت عنوان: بنا بر مسائلی قادر به ادامه نوشتن نیستیم! و اینک محاکمه علنی
+ نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 14:0  توسط ترکمن
|
در سایت بی بی سی مطلبی دیدم. با عنوان : افزایش بی اعتمادی مردم آمریکا به رسانه ها که البته بی بی سی خجالت کشیده بود. به صراحت بگوید: مردم اعتماد خود را به بی بی سی از دست داده اند. در این مقاله با اشاره به اینترنت گسترش خبر رسانی در اینترنت را از علت های اصلی افزایش بی اعتمادی مردم آمریکا به رسانه ها دانسته بود. دقیقآ همان چیزی که ما همیشه اعلام کردیم و همواره در مطالب خود گفته و خواهیم گفت و آن تاثیر اینترنت و وبلاگ در افکار ملت ترکمن است. ما به عنوان ملتی که زبان ۱۰ میلیون انسان است. هیچ برنامه رادیویی و تلوزیونی از جانب بی بی سی و صدای آمریکا و فرانسه ..... نداریم و اگر گهگاهی هم خبری در مورد ترکمن در بخش فارسی داشته باشند. به دلخواه خود گزارش میدهند که برای ما هیچ ارزشی ندارد. حتی ارزش خبری هم ندارد . وقتی کرکوک را قبل از انتخابات جزئی از فدرال کردستان میدانند. وقتی جنوب شرقی ترکیه را کردستان مینامند. در حالی که همچنین چیزی در پارلمان ترکیه به تصویب نرسیده و دره گز را ابتدا جزئی از ترکمن و بعد تحت تاثیر کارمندان فارس خود ترکمنصحرا را حذف میکنند ! بخوانید حدیث مفصل زین مجمل
برای ما هیچ راهی نیست جز اینکه خود با اتکاء به همت ملی رسالت خبر رسانی به ملت را بر عهده بگیریم. در داخل هم بی مشکل نیستیم . با نزدیک شدن انتخابات گروهی شارلاتان با راه اندازی وبلاگی بنام مجلس سعی در تبلیغ گروهی از نمایندگان را دارند. اگر راه اندازی وبلاگ برای تبلیغ انتخاباتی باشد اشکالی ندارد. ولی چرا نام ایلیار را انتخاب میکنند. اگر ایل یار بودند پس قبل از انتخابات کجا بودند ؟ آیا قبل از انتخابات ایل مشکلی نداشت ؟ قبل از انتخابات ایل یاری نمیخواست ؟ چرا گروهی یک شبه و آنهم برای انتخابات ایل یار میشوند ؟ اینها فراموش نکنند . قالیباف هم برای دختران ترکمن وبسایت راه انداخته بود. اما آن یک کار تبلیغاتی بود . شما هم کار تبلیغاتی میکنید. با گذاشتن عناوین ملی ! ملی نمیشوید.
دوستان چه در داخل و چه در خارج ما با مشکل خبر رسانی مواجه ایم . از اینرو با بهره گیری از تمامی پتانسیل های خود در پی خبر رسانی ملی باشیم . وبسایت خبری که مستقل و صحیح و در جهت منافع ملی ملت ترکمن عمل کند. این وبسایت به ۳ زبان ترکمنی لاتین و فارسی و انگلیسی باشد . تا بتواند تاثیر گسترده ای داشته باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 15:12  توسط ترکمن
|
دوستان با نزدیک شدن انتخابات یک بار دیگر وعده ها و ترفندها شروع شد. افرادی که بر طبل ناسیونالیزم ترکمن میکوبند. البته با مجوز ج.ا تا با تحریک احساسات مردم فضای انتخابات را گرم نگه داشته و مردم را به پای صندوقهای رای بکشانند. و در نهایت بر خلاف رای مردم آن کسی را که مرکز میخواهد به مجلس بفرستند. نازنین حس پاک ملت ترکمن! که فدای چه شارلاتانهایی میشود !و افرادی که دم از اصلاحات میزنند. و افرادی که هر دو عامل را با هم به کار میگیرند. ناسیونالیزم ترکمن و اصلاحات که به لقب قلب اصلاحات مفتخر میشود. اما آن چیزی که برایش مهم نیست ملت ترکمن است.
دوستان من با جناح بندیهای ج.ا کاری ندارم. من با افراد هم کاری ندارم. من نمیخواهم مثل ایل یار یکی را بالا بکشم و دیگری را بکوبم. اما از نظر من درخواست شهرستان شدن کمش دپه و بخش شدن حوجه نپس یک در خواست به حق میباشد. حالا میخواهد از جانب هر کسی مطرح شده باشد. اساس ادامه این درخواست از جانب مردم است.مردم کمش دپه و حوجه نپس شهرستان شدن کمش دپه و بخش شدن حوجه نپس را پیش شرط حضور در پای صندوقهای رای قرار دهند. حتی این پیش شرط از جانب مردم ماراوا دپه نیز مطرح گردد.آنهایی که دم از همت ترکمنی میزنند. چرا در این مورد سکوت میکنند ؟ و برای طفره رفتن میگویند ترفند انتخاباتی است! در خواست به حق ترفند است و شعار برای منافع جیبی ترفند نیست ؟
دوستان در این آشفته بازار هوچی ها فرزندان واقعی ملت ترکمن هم کم نیستند. و ملت ترکمن نشان داد که از فرزندان واقعی خود حمایت خواهد کرد. در اینجا لازم است یادی از معمی هلاکو و اترک طیار بکنم. مردانی که منافع ملت را بر منافع جیب برتری دادند و تا آخرین لحظه به نام فرزندان ملت تلاش کردند. روحشان شاد و یادشان گرامی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:57  توسط ترکمن
|
گزارش جهانی وضعیت اقلیتهای ایران در سال ۲۰۰۷ و به دنبال آن درج مقاله ای با عنوان تلاش من کافی نبوده من نا موفق بودم. از یاقوب قاراقول در سایت ترکمن ایلیم ما را واداشت تا ابتدا به وضعیت ترکمن بپردازیم . از نظر ما ترکمن تحت ستم ترین ملت ایران است . که به مقایسه اجمالی ملیت ها میپردازیم . ستم به ترکمن از نظر اثنیکی و مذهبی و زبانی صورت میگیرد.
ستم به آذری از نظر زبانی است. از نظر مذهبی وجه مشترک دارد و این عامل مهم است. که یک آذری به راحتی میتواند رهبر و یا رئیس جمهور شود.
ستم به کرد از نظر مذهبی است. از نظر زبانی و اثنیکی قرابت دارد.
ستم به بلوچ از نظر مذهبی است. از نظر زبانی و اثنیکی قرابت دارد.
ستم به عرب از نظر اثنیکی و زبانی است. از نظر مذهبی وجه مشترک دارد.
با مقایسه موارد بالا به خوبی درمیابید. که ترکمن تنها ملتی است که هیچ وجه مشترکی با ملت و تفکر حاکم ندارد. البته موارد ستم بر ملت ترکمن بدون در نظر گرفتن مصادره زمینها بود. سرزمین ترکمن به دلیل حاصلخیزی و کندی رشد جمعیت ملت ترکمن مهاجر پذیر بود. یعنی ترکمنها طرف بازنده قضیه بودند. اینک این سوال پیش میاید چرا در گزارش جهانی هیچ اشاره ای به تحت ستم ترین ملت ایران نشده ؟ در اینجا دو عامل خیلی مهم است. ۱- تمامی اخبار ترکمن (گلستان و خراسان شمالی) باید توسط نیروهای روشنفکر و آگاه داخل به سایت های خبری خارج منعکس شود. یعنی مردم در انتقال خبر کوتاهی نکنند. به عنوان مثال : چه بر سر دو سرباز ترکمنی که رئیس پاسگاه خود را در پاسگاه مختومقلی زده بودند آمده ؟
۲- متاسفانه تشکیلات و سازمانهای سیاسی ما قوی و ریشه دار نیستند. به عنوان نمونه : کی سازمان دفاع از حقوق ملی ملت ترکمن با نمایندگان حزب حاکم آلمان در مورد وضعیت ترکمنهای ایران به گفتگو و تشریح مسائل پرداخته؟ شما حزب مردم بلوچستان را در نظر بگیرید. در مدت زمان کوتاهی که پا به عرصه سیاست میگذارد. بلافاصله به عضویت سازمان ملتهای بدون دولت در میاید. و در مقابل سازمانها و تشکیلات ما هنوز هیچ اقدام عملی را در این راستا انجام نداده اند !
و اما در جواب آقای یاقوب قاراقول باید به عرض برسانم سایتهای خبری در افکار عمومی ملت ترکمن تاثیر فراوانی داشته اند . اگر امروز را با ۳ سال پیش مقایسه کنیم. میبینیم که ۳سال پیش ۴ تا وبلاگ ترکمنی نبود. در حالی که امروز دهها و شاید قریب صد وبلاگ در عرصه سیاسی و اجتماعی فعال است. اصولآ کار یک سایت خبری نیست که مشکلات یک ملت را در محافل بین المللی مطرح کند. بلکه کار نمایندگان سیاسی و سازمانهای سیاسی است.
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 15:4  توسط ترکمن
|